امروز برای انجام کاری به پیش ناشری رفتم که از نزدیکان درجه اول میرحسین موسوی است. بسیار آدم نازنینی ست و از پارسال که برای انجام کار مشابهی یکی دوبار دیدار و گپی با او داشتم علاقهمندش شده بودم. اینبار هم همان آدم دوستداشتی و فروتن سابق بود اما طبیعتا حرفهای ما آن حرفهای سابق نبود. ساعتها با هم حرف زدیم و آخرش که آستینها را بالا زد که برود نماز اول وقت، یادم آمد که درباره کار اصلی هیچ حرفی نزدیم. در عوض از مجموع حرفها و بحثهایمان چیز مهمی را متوجه شدم. متوجه شدم که این آدم دوست داشتنی و خوش اخلاق و درستکار اشکال کوچکی دارد که آدمهایی مثل من باید شدیدا متوجه آن باشند. این اشکال را قبلا در یکی دیگر از مشاوران نزدیک موسوی در همین انتخابات هم دیده بودم ولی گذاشته بودم پای خصلتهای فردی.
این دوستان سی سال است که عقاید مذهبی و دینیشان را آپدیت نکردهاند و هنوز در حال و هوای اندیشههای نیمه ایدئولوژیک اسلامی اوایل دهه 60 هستند. انگار همین چند سال پیش با پدیده شریعتی آشنا شدهاند و هنوز تحت تاثیرش هستند. به احتمال قوی خود موسوی هم چنین است. البته یک موی اینها را با صدتا احمدینژاد و هیات همراهش عوض نمیکنم ولی اینها دلیل نمی شود که…
بگذریم. دم این 16 آذری من هم وقت گیر آوردهام ها. انگار یادم نیست حالا وقت این حرفها نیست. تقریبا مثل سال 57 که ترکیب بامزهای از مجاهدین و فدائیان و روحانیون و کسبه و ژیگولها و کشاورزان و متحجران و روشنفکران و لوطیها… افتاده بودند پی یک هدف مشترک و اتفاقا چون از بحثهای تفرقه افکن -که وفتش نبود- پرهیز میکردند و وحدت کلمه داشتند در نهایت به پیروزی رسیدند. آری اینگونه است که میتوان شاهد پیروزی را در آغوش گرفت؛ حالا گیریم این شاهد به جای دخترک میان باریک سیمین ساقی که در مینیاتورها دیدهایم موجودی در مقیاس شیرعلی قصاب یا شِرک (غول سبز مهربان) باشد که اگر ما روزی نخواهیم در آغوشش داشته باشیم او ما را ولکن نباشد!
با شما موافقم . ولی خب آپدیت کردن هم نسبی است و سر اینکه چقدر ان را به روز کنیم اختلافها پیش می آید .
بهرحال آپ شدن بهتر از آب رفتن است .
اين همان چيزی است که مرا نگران مي کند و باعث می شود در جمع های هواداران با نگرانی بحث ها و ايده های عالی را دنبال کنم.زمان تبليغات هم در جمع جوان ترهای هيجان زده ستاد حرفی نمی زدم تا ضد حال محسوب نشوم.ولی جدا پيشنهاد شما برای بغل نکردن اين شير علی قصاب چيست؟ابدا نمی خوام نگاه آيندگان به من مثل حالای من باشد!
منظورم مثل نگاه من به گذشتگان است البته!
آقا اجازه! میشود يک پُست هم دربارهٔ روشهای آپتتودیت کردن عقاید دینی و مذهبی بنویسید؟!
با تشکر.
ف.ت.عقبافتاده از تهران.
بابا جان من یواش تر. حرفتو بزن اما مراقب هم باش .. این ابلها رو که میشناسی کار دستت میدنا
من منظورتان را سريع گرفتم. آپدیت شدن يعنی بايد نمازشان را زودتر از اول وقت بخوانند. آره؟
با سلام
به نظر من:
۱- الان با ۳۰ سال پیش خیلی فرق دارد.کما اینکه با ۸ سال پیش که برای بار دوم اقای خاتمی را انتخاب کردیم هم خیلی فرق دارد . خلاصه اینکه اگاهی خیلی بیشتر شده.
۲- این وحدت بین متفرقین طبیعی است. مدل دیگری سراغ دارید؟ یا اصلا می توان تصور کرد؟
ما می نویسیم شما بی زحمت شطرنجی اش کنین!
با طنز:
فردوسی در روز 16 آذر دستگیر شد!
آپ شدم! اگه سر بزنین خوشحال میشم
در ضمن با اجازه لینکتون کردم
با عرض شرمندگی آدرس وبلاگ رو اشتباهی نوشتم!!!!!!!!
اصلاحیه:
http://www.shima-ostadbozorg.blogfa.com